حكيم سيد ابو القاسم ( مير قدرت الله قادرى )

125

فصول الأعراض ( شرح حدود الأمراض )

صفراء غليظ القوام صورت بندد و هو الاقل و اين نوع اكثر لازمه باشد لهذا تحليل دير پذيرد و بخار وى بظهاهر كمتر رسد و باشد كه دائره باشد و علت عدم صعود ابخره امر ديگر از امورات مذكوره در نوع اول بود و بالجمله مجيئة يا اشتداد اين نوع بدور غب باشد و از سواد لسان و عظم نبض و شدت عطش و كرب و ديگر علامات رويه خالى نباشد و نوعى ست از حمى بلغمى كه در ان حرارت و برودت در ظاهر و باطن در يك حالت محسوس شود و كيفيت تولد وى اينست كه جزوى از بلغم در ظاهر تن و جزو ديگر در باطن آن لزوجت و عفونت كند اما بتمامه فاسد و متعفن نشود چه در صورت استقصاء تعفن استيفاء عفونت چشم احساس برودت نباشد و از آنكه در اين هنگام در بدن عليل دو ماده باشند يكى در ظاهر و ديگرى در باطن بخار حار كه از يكى ازينها منحل شود به تسخين ظاهر و باطن معا و برودت جرم ماده به موضعين مذكورين فى حالة واحدة پردازد و نوعيست از حمى كه بسوء تدبير عليل در اكل و شرب و غير ذلك عارض گردد و كيفيت حدوثش اينست كه باسباب مذكوره اخلاط فاسده در بدن متولد شوند و متعفن گردند و بحسب مقتضى طبيعت خودها احداث حمى نمايند و باعتبار ادوار عودات تدبير روى ادوار و نوب وى مختلف باشند حمى حاده تبيست قصير المدة كه باعراض شديده يار بود و اكثر صفراوى باشد و باشد كه از خون و بلغم مالح نيز دست دهد و على ما يجيئ فى باب اللام بعون اللّه الملك العلام وى را لهبه نيز گويند حمى مزمنه تبيست طويل المدة كه عوارض وى بچندان قوت و شدت نباشند و بر تقدير بساطت بلغمى يا سوداوى باشد حمى نافضى تبيست كه با نافض و لرز بود و ماهيت النافض قد مسرت قى التبصرة فتذكر و اين تب از هر خلط كه خارج عروق متعفن شود بمنصهء ظهور رسد حمى صالب تبيست تيز و گرم كه با وى برد و نافض هيچ نباشد و صالب ماخوذ از صلب بالفتح‌ست كه در لغت بمعنى قوت و سخت آمدن تب و دائم شدن و نگذاشتن وى آمده و اين نيز در غالب امر صفراوى بود فافهم جنس سوم در حمى « 1 » دقى و ويرا بنا بر تشبث آن باعضاء اصليه حمى عضويه نيز گويند و اعضاء اصليه عبارت از ان اعضاء متشابهه است كه تكوّن آنها از منى والدين باشد چون عظام و غضاريف و اربطه و اعصاب و اوتار و عروق و اغشيه و ازينجاست كه اعضاء مسطوره را اعضاء منويه نيز گويند و اعضائى كه تولد آنها از خون بود چون لحم و شحم و سمين اعضاء غير اصليه باشند و باعضاء دمويه اشتهار دارند هذا اكنون بايد دانست كه

--> ( 1 ) حمى و قى